على اصغر شميم

266

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

در بقعه‌ى حضرت عبد العظيم به ضرب گلوله‌ى ميرزا رضا كرمانى كشته شد « 1 » . امين السلطان صدراعظم ناصر الدين شاه به وسيله‌ى كلنل كاساكوفسكى ، رئيس سواران قزاق ، امنيت پايتخت را حفظ كرد و مراتب را به سفراى روس و انگليس و دول ديگر اطلاع داد و با حضور آنان در تلگرافخانه با مظفر الدين ميرزا وليعهد كه مقيم تبريز بود ، به وسيله‌ى تلگراف حضورى تماس گرفت و وفات شاه را به وليعهد خبر داد . هنگامى كه امين السلطان همراه سفراى انگليس و روسيه عازم تلگرافخانه بود ، تهى بودن خزانه و عقب‌افتادگى جيره و مواجب قراولان و نوكران دربار را به اطلاع سفرا رسانيد و نيز گفت كه وليعهد ، خود دينارى پول ندارد تا وسايل سفر خود به پايتخت و جلوس بر تخت سلطنت را فراهم كند . سفير انگليس تعهد كرد كه به لندن تلگراف كند تا براى مبلغ مورد احتياج دولت اعتبار لازم به بانك شاهنشاهى حواله شود . امين السلطان ضمن مخابره حضورى با وليعهد او را از نتيجه مذاكرات خود با سفير

--> ( 1 ) - در اين فرصت بعض حاضرين از پيشخدمتان و سران سپاه به دهليز قهوه‌خانه مىرفتند كه زندان موقت رضاى كرمانى است و او را از شاه عبد العظيم به آنجا آورده در زير زنجير گران داشتند . جوابهاى ميرزا رضا به هركس مضحك و آميخته به حقيقت‌گويى شوخىنما بود ، قوت قلب و جسارت او همه را حيرت مىداد و چون همه را درست مىشناخت جواب مطابق حقيقت به احوال و نيات سائل گفته مىشد و چنان مىنمود كه با همه در فساد اوضاع مملكت و معايب دايره‌ى دولت و تقصيرات پادشاه مقتول همداستان بوده است . محمد حسن ميرزا معتضد السلطنه از پيشخدمتان شاه نزديك او رفته پرسيد : ميرزا رضا ، ناصر الدين شاه چه گناه داشت كه او را كشتى ؟ گفت : كدام جرم از اين بزرگ‌تر كه مثل تو را به خلوت خود راه دهد و با همه بىناموسى كه در تو جمع است به تو مأنوس شود ( خاطرات سياسى ميرزا على خان امين الدوله به كوشش حافظ فرمانفرمائيان ، چاپ تهران ) . در صورت استنطاق ميرزا رضا كرمانى كه به وسيله نظميه تهران انتشار يافته است اين سؤال و جواب به چشم مىخورد پس در صورتى كه شما اقرار مىكنيد كه تمام اين صدمات را وكيل الدوله براى تحصيل شئونات و نايب السلطنه براى حب به او به شما وارد آورده‌اند ، شاه شهيد چه تقصير داشت . منتها مطلب را اين‌طور حالى ايشان كردند : شما بايستى تلافى و انتقام را از آن‌ها بكنيد كه سبب ابتلاء شما شده بودند و يك مملكتى را يتيم نمىكرديد . ج - « پادشاهى كه پنجاه سال سلطنت كرده باشد ، هنوز امور را به اشتباه‌كارى به عرض او برسانند و تحقيق نفرمايند و بعد از چندين سال سلطنت ثمر آن درخت ، وكيل الدوله ، آقاى عزير السلطان امين خاقان و اين اراذل و اوباش بىپدر و مادرهايى كه ثمره‌ى اين شجره شده‌اند و بلاى جان عموم مسلمين گشته باشند ؛ چنين شجر را بايد قطع كرد كه ديگر اين نوع ثمر ندهد ( ماهى از سر گنده گردد نى ز دم ) اگر ظلمى مىشد از بالا مىشد ( تاريخ بيدارى ايرانيان ، تأليف ناظم الاسلام كرمانى ، چاپ دوم ، تهران ) .